اتحادیه ابلهان
جان کندی تول اتحادیه ابلهان را در سی سالگی نوشت. دو سال آن را برای ناشران زیادی فرستاد اما هیچکس حاضر به چاپ آن نشد. او در سی و دوسالگی خودکشی کرد و بعد از او مادرش بود که یازده سال وقتش را صرف چک و چانه زدن با ناشرینی بود که این کتاب را نمی خواستند. سرانجام بعد از یازده سال "اتحادیه ابلهان " در سال1981به چاپ رسید و همان سال برنده ی جایزه ی پولیتزر شد!
بیشتر منتقدان کتاب را یک شاهکار در زمینه ی رمان کمدی می دانند و البته من هم با آنها موافقم. به جز طنز کتاب که هرگز شما را کسل نمی کند فلسفه ی جالبی هم در داستان وجود دارد.
"ایگنیشس" قهرمان داستان شخصیتی همانند دن کیشوت دارد. یک مرتجع واقعی که قصد اصلاح جامعه را دارد. رویارویی او با جهانی که برایش قابل تحمل نیست ماجراهای جالبی می آفریند.
یکی از منتقدان می گوید: اتحادیه ی ابلهان همان ناشرانی بودند که این کتاب را چاپ نکردند.
****
گاهی اوقات احساسات و اتفاقات ناخوشایند زندگی بیشتر از هر محرکی انسان را به جلو می راند. انگیزه ای که تحقیر شدن در یک جمع به آدمی می دهد و آن خشم از خود و ندای درونی که می گوید:"آی! به خودت بیا!" برای من همیشه بهترین محرک بوده است.
خیلی وقت است که این حس حقارت با من بود اما کم کم دارم به فکر می افتم طرحی نو در زندگی ام دراندازم. شاید خیلی هم نو نباشد. اما مدتی بود فراموششان کرده بودم.
امیدوارم تصمیمم روی بهتر شدن وبلاگم هم تاثیری داشته باشد. خیلی وقت است مطلب جالبی ننوشته ام.