زودتر نه!
زودتر بزرگ بشم و برم مدرسه.
زودتر مدرسه تموم بشه و سه ماه تعطیلی بیاد.
زودتر کنکور بدم و برم دانشگاه.
زودتر امسال تموم بشه و سال دیگه این کار رو انجام بدم. اون کار رو انجام بدم. فلان کوه رو بزارم روی بهمان کوه.
همیشه عجول بودم برای رسیدن آینده و هرچه هم آید سال نو گوییم دریغ از پارسال!
دیشب که دوباره داشتم به خودم می گفتم : زودتر تموم بشه این چند ماه و راحت بشم. به این فکر افتادم که :
گیرم فردا که چشمت رو باز کردی دیدی یهو شده آخر آبان و بچه ات هم دنیا اومده. بعدش چی میگی؟
زودتر تموم شه این دو سالی که بچه خیلی وابسته است به من و راحت بشم.
زودتر بره مدرسه و من بتونم برم سرکار و راحت بشم.
زودتر ...
نه!
دیگه نمیخوام زودتر تموم بشه. می خوام از لحظه لحظه زندگیم لذت ببرم. نمیخوام برای کشتن لحظاتم به خودم بدهکار باشم.
زندگی همین امروز شروع شده و قرار نیست سال بعد اتفاق عجیبی بیفته.