ما آدم های طبیعی

دقت کردین این روزها زیر پا گذاشتن ارزشهای قدیم چقدر برای ما راحت شده؟ همیشه هم سر و ته قضیه رو با یه جمله کوتاه هم میاریم که:"این چیزا دیگه طبیعیه".

یه جورایی وقتی تابوها رو می شکنیم احساس می کنیم شاخ غول رو شکستیم. شایدم بعضی هامون فکر می کنیم اگه این کار رو نکنیم امل و عقب افتاده ایم. برای اثبات روشنفکریمون با مسایلی که قبولش واسه خودمون هم سخته راحت برخورد می کنیم و می گیم: "طبیعیه"

من هم مثل خیلی ها توی درک طبیعی یا غیرطبیعی بودن خیلی مسایل مشکل دارم. و آیا اینکه وقتی مسئله ای طبیعی میشه باید انجامش داد.

خیلی چیزا طبیعی شده که...

مثلا سزارین!

وقتی زنی رو می بینیم که با شجاعت یه زایمان طبیعی رو پشت سر گذاشته تحسینش می کنیم اما به هرحال همه قبول دارین که سزارین خیلی طبیعی تره.

به محض اینکه به جنس مخالف لبخند می زنی می خواد باهات ...

و تو هم که امتناع نمی کنی چون این چیزا دیگه طبیعیه. شکست عشقی و سرخورده شدن و خودکشی و مراجعه به روانشناس هم که این روزها مد شده و نباید از قافله عقب بمونی.

قدیم ها زن هایی پیدا می شدن که جونشونو می زاشتن پای شرمی که از رفتن پیش پزشک داشتن.حالا ما هیچ احساس خجالت نمی کنیم از رفتن به سالن های اپیلاسیون و تناسب اندام و بزرگ کردن و کوچک کردن...

هیچ نظری نفیا یا اثباتا راجع به درست بودن یا نبودن این مسئله ندارم. فقط دلم می خواد بدونم ما دخترهای امروزی چطور مادرهایی خواهیم شد؟

اصلا ارزشی برامون مونده که به بچه هامون یاد بدیم؟ یا خیلی راحت رهاشون می کنیم که همرنگ جماعت بشن؟

 

خلق را تقلیدشان بر باد داد                     ای دو صد لعنت به این تقلید باد

 

 

تشکر

می خواستم به کامنتهاتون تک تک جواب بدم دیدم جواب همه تقریبا یکیه.

میدونم که نباید انتظار داشته باشم هرکس که وبلاگمو می خونه حرفی برای گفتن داشته باشه. اما گاهی که هیچ نشانه ای از حضور خواننده ها نمی بینم از نوشتن ناامید میشم. البته نه از نوشتن بلکه از وبلاگ نویسی.

متاسفانه مدتی است که به اینترنت دسترسی ندارم . به من حق بدید که اگر برای دل خودمه تو دفترم بنویسم نه اینجا. چون کافی نت اومدن خیلی دردسره و بعضا آدم حسی که داره تا اومدن به کافی نت از بین میره.

با ابراز لطف شما قانع شدم که باید بنویسم. حتی اگر یک نفر این مطالب رو بخونه بهانه ای برای وبلاگ نویسی دارم.

امیدوارم این مشکل اینترنت به زودی حل بشه چون دوستان دنیای مجازی رو فراموش نکردم و نمی کنم.

وبلاگ هاتون رو می خونم اما با گوشی موبایل امکان کامنت گذاشتن برام نیست.

از همتون ممنونم.

 

پ ن:به اون کسی که گفت "حقته" :

این بار کامنتتو تایید کردم چون به سلامتی دارم از دستت راحت می شم

 

دنیای نامرد!

آخه این دیگه خیلی نامردیه. آدم تا دو ماه اینترنت دم دستش نیست که هی بنویسه و واسه بقیه کامنت بزاره بقیه هم اینقدر نامرد میشن که بی خیالت میشن.

امروز اومدم یه مطلب توپ بزارم اما پشیمون شدم.

هیشکی منو دوست نداره