کاربرهای بی جنبه تلگرام
وقتی شروع به وبلاگ نویسی کرده ام قصدم اصلا این نبود که اونو دفتر خاطرات کنم. خب منصفانه هم که قضاوت کنیم نوشته های من خیلی شبیه خاطره نیست. هرچند که با دیدن و خوندنشون هزار تا خاطره یادم میاد.
وبلاگ نویسی یه حرکت خنثی بود برام که نه حکم تلف کردن وقت رو داشت و نه خیلی مفید بود.
فیس بوک و اینستاگرام هم خیلی جذاب بودند و برای من عاشق عکس و عکاسی وسیله ای شد که با کار عکاسهای بزرگ دنیا آشنا بشم و عکسهای عکاسان آماتور رو هم ببینم و بشه چراغ راه آینده.
اما...
امان از این کاربرهای بی جنبه تلگرام!
امان!
امان!
من نمی فهمم چطور میشه یک آدم 30 ساله تمام زندگیش بشه گوشی و از اینکه که بهترین سالهای عمرش رو تلف میکنه عذاب وجدان نداشته باشه.
من درک نمیکنم چطور یه آدم که مدعی فرهنگ و هنره میتونه تمام روزش رو تو اینستا باشه و دغدغه اش بشه اینکه کی لایکش کرده و کی نکرده اما ذر 365 روز سال 2 تا کتاب مفید هم نخونه.
من نمیفهمم چطور وقت برای خوندن مطالب به درد نخور و تکراری کانالهای تلگرام دارند در حالیکه برای مطالعه کتاب وقت نمیزارن و دغدغه ای براشون نیست.
واقعا نمی فهمم چرا باید اینقدر در حق خودمون کوتاهی کنیم. مگه چند بار زندگی می کنیم؟ مگه چقدر عمر می کنیم؟
خدا رو شکر می کنم که وبلاگم رو کسی نمی خونه وگرنه باید با چند نفر به خاطر حرفهام سرشاخ می شدم. باید به همه ثابت می کردم که حرفهام شعار نیست و عین حقیقته. بعد هم احتمالا جر و بحث و قهر و آشتیهای احمقانه سر اینکه چرا فکر می کنم از اونها بیشتر میفهمم.
حقیقت اینه که من بیشتر نمی فهمم اما دلم می خواد بفهمم. من فقط از آدم هایی که تلاشی برای فهمیدن نمی کنند و یا می دونند و عالم بی عمل هستند شاکی ام. من از کسانی که وقتم رو می دزدند شاکی ام. من از کاربرهای بی جنبه تلگرام شاکی ام.