من جدا تصمیم گرفته بودم بنویسم که این جناب بلاگفا دچار نقص فنی شدند و چند تا از بهترین مطالب من سوخت شد. الان هم با ترس و لرز می نویسم. در این مدت نگرانی اینکه نکند مشکلی برای وبلاگم پیش بیاید و نتوانم به مطالبم دسترسی پیدا کنم همراهم بود. خوشبختانه اینطور نشد اما مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد.
می نویسم حتی اگر روزی بیاید که وبلاگم هم مثل دفترهای خاطراتم بسوزد.
الان حس کسی را دارم که بعد از مدت ها چشمش به یک دوست صمیمی افتاده و کلی حرف دارد اما نمی داند از کجا شروع کند. در این مدت کلی فیلم خوب دیدم. چند کتاب خیلی خوب خواندم و طبق معمول همیشه تصمیم های مهم در زندگی ام گرفتم!
بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم دوباره برگشتم سر کارم در دفتر وکالت. رئیس محترممان علاوه بر افزایش حقوق و کم کردن مسئولیتهای بنده با وصل کردن اینترنت موجبات آرامش خیال ما را هم فراهم کردند تا بعد از این در این محبس دلمان نپوسد و غرق دنیای مجازیمان شویم.
از روزی که اینترنت دفتر وصل شده دیگر اینجا سلول انفرادی نیست. انگار دیوارها به وسعت دنیا عقب رفته اند.
بگذریم.
مسئله مهمتری که این روزها فکرم را مشغول کرده شرکت در آزمون وکالت است. برای سال آینده برنامه هایی ریخته ام که در راستای دستیابی به آرزوهای کودکی ام است. خرید دوربین و آموختن عکاسی و فتوشاپ و تدوین فیلم. حال به این می اندیشم که شرکت در آزمونی که احتمال قبولی در آن خیلی کم است و حتی اگر هم قبول شوم شغلی نیست که بخواهم ادامه اش بدهم چه سودی برای من دارد؟
چرا باید یک سال دیگر وقتم را تلف کنم؟ چرا دست از سر حقوق برنمی دارم وقتی دوستش ندارم؟
خودم هم نمی دانم چرا.
به هرحال امسال هم به اجبار و از سر بیکاری مشغول درس خواندن هستم برای آزمون وکالت. این سومین سالی است که آزمون شرکت می کنم. بچه که بودیم وقتی دومین بار هم شکست می خوردیم میگفتیم: " تا سه نشه ، بازی نشه ". این هم دفعه سوم فقط برای این که " بازی بشه!".
امیدوارم امسال تلاشم بیهوده نباشد. گرچه می دانم که دو سال گذشته تلاشی نکردم. امسال هم هنوز این مسئله برایم هضم نشده که باید درس بخوانم. هنوز هم درگیر فیلم و رمان و فیس بوک و ... هستم. کارهایی که می توانم به راحتی کنار بگذارمشان اما متاسفانه راحت طلب ترین آدمی که به عمرم دیده ام خودم بوده ام. همیشه طوری عمل می کنم که راحت باشم. ذلم هرچه خواسته به او داده ام. زیادی لوس شده. باید تربیتش کنم که هر زمانی هرچیزی را نخواهد.