13 ماه
دیروز خیلی غیرمترقبه (مثل همیشه) رفتم کلیدر و از آنجا که آخرین روز از طرح عیدانه کتاب بود و کلیدر هم هنوز به اندازه 100 تومان من سهمیه داشت و من هم که حریص، دوجلد حافظ نامه خرمشاهی را خریدم. نمیدانم به چه منظور این کار را کردم اما همیشه دلم می خواست این کتاب را داشته باشم. نه این که مشتاق خواندنش باشم فقط داشتنش کافیست. شاید هم در آن لحظه به فکر ارشد ادبیات بودم. تا کنکور سال بعد 13 ماه وقت دارم و می توانم ادیب بزرگی بشوم تا آن وقت. یعنی فکر می کنم 13 ماه زمان خوبی است برای اینکه آدم کاری دست بگیرد.
نمیدانم می توانم یا نه.
برای داشتن چیزی که تا الان نداشته ای باید چیزی بشوی که هرگز نبوده ای.
من همیشه تنبل بوده ام. آیا می توانم بر آن غلبه کنم. من خیلی زود مایوس می شوم . آیا انگیزه ای قوی وجود دارد که مرا 13 ماه سرپا نگه دارد؟ من همیشه از این شاخه به آن شاخه می پرم و دوست دارم همه چیز را تجربه کنم. آیا ادبیات آنقدر جذاب هست که مرا از تجربیات دیگر بی نیاز کند؟
هنوز جواب این سوالات را نمی دانم. 13 ماه برای فهمیدنش فرصت دارم. این آخرین تلاش من برای قبولی در ارشد است. امسال به این دلیل در کنکور شرکت نکردم که این آخرین فرصت را از خودم نگیرم.
چیزی را که بوده ام فراموش می کنم و می شوم آن چیزی که دوست دارم باشم.
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۹:۲۸ ق.ظ توسط الهه شادی
|